اطلاعات عمومی
  • چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸

بیوگرافی رزا جمالی

بانک اطلاعات عمومی - همگروه



 

رزا جمالی شاعر، نمایشنامه نویس و مترجم ایرانی است

 

رزا جمالی (۲۸ آبان ماه ۱۳۵۶ در تبریز) شاعر، نمایشنامه نویس و مترجم ایرانی است.

 

رزا جمالی در ۲۸ آبان ماه ۱۳۵۶ در تبریز متولد شده است. دانش آموختهٔ کارشناسی ادبیات نمایشی از دانشگاه هنر و کارشناسی ارشد ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران. فعالیت ادبی خود را از آغاز دهه ۱۳۷۰ شروع کرد. در کتاب «کارنمای زنان کارای ایران» وی شاعری متفاوت خوانده شده است که زبان و فضاهای جدیدی را ارائه می دهد و پسامدرن است.

 

شاعری که در میانهٔ دههٔ ۱۳۷۰ از اعضای جوان کارگاه شعر رضا براهنی بود و منتشر اولین کتابش،« این مرده سیب نیست یا خیار است یا گلابی»، در سال ۱۳۷۷، به دلیل عنوان و اشعار نامتعارفش، بازتاب های فراوانی برانگیخت. پس از آن، تا سال ۱۳۸۰، وی دو مجموعهٔ ديگر از اشعارش را، همراه با برخی يادداشت و مقاله  و مصاحبه در روزنامه ها و مجلاتِ آن سال ها به چاپ رساند و به این روش، خود را به عنوان شاعری کوشا و مطرح تثبيت کرد.

 

با در نظر گرفتن تم کهن الگویی غالب، نقش محوری الهه رویش، و درهم تنیدگی انکارناپذیر ایماژ با اسطوره رویش به مثابه یک ژانر در مجموعه «این ساعت شنی که به خواب رفته است»؛ باید اذعان نمود که شعر خانم جمالی در معنای کهن الگویی کلمه زنانه و قابل تحلیل است. کتاب "بزرگراه مسدود است" گزیده ای از شعرهای موفق پنج دفتر اوست.

 

محور افقی در اکثر شعرها رعایت نمی شود و شاعر در پی پیوند و برپا داشتن رابطه منطقی و زبانی بین سطور و بندهای سروده خود نیست. مجموعه شعرهای اخیر وی به نوعی ادامه همان روش در شاعری است که وی از آغاز آن را دنبال می کرد؛ ولی او در این روش به نوعی تجربه دست یافته است.

 

شعرهای وی به زبان های انگلیسی، فرانسه، ایتالیایی، ترکی، عربی، بنگالی، هندی، چک، سوئدی، آلمانی، اسپرانتو، کردی و... ترجمه شده است و در معتبرترین گلچین های ادبی شعر پیشرو دنیا منتشر شده است. کتاب های وی از اندک عناوینی است که به چند چاپ رسیده و در تیراژ بالا ارائه می شود.

 

رزا جمالی,بیوگرافی رزا جمالی

رزا جمالی فعالیت ادبی خود را از آغاز دهه ۱۳۷۰ شروع کرد

 

آثار رزا جمالی

شعر

این مرده سیب نیست یا خیار است یا گلابی (انتشارات ویستار، ۱۳۷۷)

دهن کجی به تو (انتشارات نقش هنر، زمستان ۱۳۷۷)

برای ادامهٔ این ماجرای پلیسی قهوه‌ای دم کرده‌ام (انتشارات آرویج، زمستان ۱۳۸۰)

این ساعت شنی که به خواب رفته‌است ... (نشر چشمه، تابستان ۱۳۹۰)

بزرگراه مسدود است (گزینه اشعار، بوتیمار ۱۳۹۲)

شهر ممنوعه (در دست انتشار)

 

رمان

زندانی دره ی يمگان 

 

نمایش ‌نامه

سایه (این نمایشنامه در سال ۱۳۹۵ به کارگردانی لیلی تقی پور اجراء شده است.)

آس پيک و زنِ تاريک 

 

ترجمه

گلچین ترجمه شعر معاصر جهان (نشر حکمت کلمه، در دست انتشار)

دم بريده ها ، هوارد گريس ( رمان برای كودكان )

دريانوردی به سمت بيزانس ، گزينه ای از شعرهای ويليام باتلر ييتس 

چِفتِ پشتِ آبی ، گزيده ی داستان ( دوروتي پاركر و ... )

خانه ی ادريسی ها ، غزاله عليزاده ( ترجمه به انگليسی )

 

نقد

مقالات متعددی در تحلیل شعر در نشریات ادبی نظیر نامه کانون نویسندگان ایران، کارنامه، آدینه، دنیای سخن، جهان کتاب، بیدار، عصر پنج شنبه و….

 

طبیعت بی جان شعری از رزا جمالی از دفتر شعرناب نوع شعر سپید

 

برای سطح ميز يک لامپ كافی ست...

 

(نور پس زمينه آنقدر زياد است كه بر نرمه ي انگشت هايم به موازاتش كش مي آيد

پايين می كشد صاف و لخت

يكدست تا عرض و قسمتی از طولش را سايه می زند

برای سطح ميز يک لامپ كافی ست...

اين باد بود كه در را بست

اين جا را به سرعت برق پيدا كرده بود

آن خروس كه فردا را خوانده بود....

 

زاويه ی باد مناسب نبود

يا حركت عقربه ها پيش بينی نشده بود

شيری ولرم كه سر می رفت از كناره هايش

و من كه از ثانيه ای  پيش شكسته بودم

با توده ای موسمی كه از شمال به شرق می رفت

با باريكه هايی عمود

وقتی كه از بندهای من پس می كشيد

آن دقيقه به نوارهای باريكی از انگشت هايم دوخته شده بود.

 

(بر پلك هاي من خوابيده بود, كه آرام آرام به سمت آب می رفت, بر محدوده ای گنگ كه مرسوم بود, خطوطی موازی كه به قطب می رفت ...

 

مرسوم است كه اين منحنی واسطه ی مناسبی برای لكه های جوهر نيست

 

نقطه ای ثابت فرض شده بودم

و باريكه هايم يخ بسته بود

پاره ای از من بر آب بود

كه يكدست در لحظه از من جدا می شد

و با يک حركت مستقيم به  فراموشی می رفت

 

جائيكه روی سطح يخی اش رخنه كرده بود و شكاف هايش را دوپاره می كرد, بر نيمه ای كه منتشر می شد, باد قاطع رسوخ می كرد ....

 

من از كناره های كاغذ پس كشيده بودم

كه باريكه هايم از اينجا رخت بر بست

ارتفاعی نه متری كه داشت فرو می ريخت

در ثانيه اي كه معكوس می رفت

من بر لبه های شيشه سايه انداخته بودم

يک حركت باد بود كه به كاغذها خاتمه داد

و چارچوب در را بست.

 

كركسی ساده روی ديوار نشسته است, بگذار به آب بريزم آنچه را كه از فرط ما گذشته است, ديگر هجاهايش خوانده نمی شود, محو بر سرزمينی از ياد رفته است....

 

كه توده هاي لرزانم بر آب است:

اين جا كركسی ست كه با آب هم خوابه می شود.

 

توده ای موسمی

كه شيار  به شيار حافظه ام را می بريد

آن خط مورب را عجيب به خاک سپرده بود.

 

گردآوری: بخش علمی بیتوته

مدیر سایت

اطلاعات عمومی

بیوگرافی عباس یمینی شریف قبلی

بیوگرافی عباس یمینی شریف

آشنایی با زندگی نامه حسین صفا بعدی

آشنایی با زندگی نامه حسین صفا